تبلیغات اینترنتیclose
مرگ یک مرد ( رضا براهنی )
پیچک ( دکتر رضا براهنی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

مرگ یک مرد

 

 

چه یادگار سیاهی نهاد بر درگاه
کسی که نعره ی خود را به آفتاب رساند
و هیچ رحم نکرد
به چشم خویش، به آن آفتاب خرمایی
که هیچ رحم نکرد
و مثل آب رها کرد بازوانش را
که بر سواحل تابان شانه های بلند
حمایلی ز افق های روشنایی بود
غروب گونه ی نابش، هزار مردمک دیده را پریشان کرد
و در حواشی آیینه های پیر و کدر
کسی که سایه ی خود را به آفتاب رساند
به خویش خیره شد و در هراس باقی ماند
و پشت کرد
به این رذالت گسترده بر بساط زمان
و خلق، خلق شهید از کرانه نالیدند:
به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید »
بیتی از حافظ] ] « که مرده ایم به داغ بلند بالایی
چه یادگار سیاهی نهاد بر درگاه
کسی که رحم نکرد
کسی که مانم خود را به آ،تاب رساند

 

 

 از دفتر غم های بزرگ ما -در رثای غلامرضا تختی

رضا براهنی

برچسب ها : ,

موضوع : غم های بزرگ ما, | بازديد : 1538